برج نکویی

خدایا خدایی مهربانی ندارم به جز تو آشنایی

سلام 

آخرین امتحان فیزیک بود ومی دونستم مثل همیشه دبیر گرامی قرار سوالات آسون در بیاره .با خودم گفتن این طوریکه نمی شه ،این دوفصل آخرم روزنامه ای خوندنش 5ساعت طول می کشه تا چه برسه به امتحانی خوندنش ...!!!!خانم که می دونه من می خونم بیا یه جور دیگه جواب بدم .... تصمیم گرفتن تمام جواب هام رو فیزیک به روایتی دیگر بنویسم ...

پس شروع کردم یه روز تموم با این دو فصل ور رفتم تا سر امتحان گیر نکنم ....

روز بعد ...

امتحان شروع شد ....

1.به سوالات زیر پاسخ دهید

الف)منظور از تابش گرمایی چیست ؟ تابش گرمایی در اصل یعنی مقدار انرژی که از سطح جسم جامد در واحد زمان از واحد سطح گسیل می کنه و این مطابق است با مقدار انرژی که از افکار ما به وسیله رشته هایی که از مغز به زمین متصل است در هر ثانیه از سطح فکر به زمین و کائنات منتقل می شود .

ب)آیا هر جسمی که به رنگ سیاه باشد جسم سیاه است ؟توضیح؟

معلومه که نه ... مگه هر کی ادعا کنه من خوبم واقعا خوبه ... جسم سیاه فردی است بسیار بزرگوار که هرگونه رفتار را جذب می کنه و رفتار متناسب را ارائه می دهد  خوبی رو با خوبی ، بدی رو با خوبی لازم به ذکر است ضریب هضم جسم سیاه یک است .

ج)ضریب جذب به چه چیز هایی بستگی دارد ؟

ببینید ضریب جذب (یا هضم) یعنی میزان جذب (هضم ) ما از انرژی (رفتار) طرف مقابل از مقدار کل انرژی(رفتاری) که ما دریافت می کنیم .هر چی ما بزرگوار تر باشیم مسلمه که ضریب هضممون بالا می ره یعنی ضریب هضم به جنس فکر ما و بزرگی سطح فکر ما بستگی دارد.

د)طیف خورشید چگونه طیفی است ؟خطوط فرادوفر در طیف خورشید معرف چیست ؟

طیف خورشید مهبون جذبی است .می دونید؟خدایه مهربون وسیعه صفاتش رو پخش می کنه .و هر کس صفتی رو که موقعی که می خواد خوب باشه جذب می کنه .وقتی به طیف خدا نگاه کنید خط های سیاهی رو می بینید .اینها همون خط های فراندوفر هستند مال اونایی که رحمت رو گرفتند و ناسپاسی کردند.

ه)انرژی بستگی الکتون یعنی چی ؟مقدار انرژی که فرد می گیره نا از مدار هستش خارج بشه دو خالت داره یا خوبه می ترکاند و از مدار بدی خارج می شه یا بده اکس می خوره از مدار انسانیتش خارج می شه .

و)ابررسانا ها چه اجسامی هستند ؟

آدمای سست عنصری که وقتی خیلی سردی زندگی رو می بینند یکهو می بینی جا زدند و اون وقت هر کاری می خوان می کنند .این افراد از یک لحاظ خوبند و  مایه عبرتند و این باعث می شه جامعه روال خوبی رو پیش ببره هرچند یکم شایدم زیاد ضرر کنه .

2.مفاهیم زیر را تعریف کنید

پرتوزایی(رادیداکتیویته):

فکر کنم جامعه ای که خیلی برانگیخته شده یکهو حوصلش از این ناپایداری سر می ره  بعد تشعشعاتی رو ساطع می کنه .یک جامعه مثل ایران ما یه جور پرتوزایی می کنه حوصلش ار بی تکنولوژیی سر میره می ترکاند یکی مثل ژاپن اونطوری .

هسته پرتو زا :

آدم ناپایداری که یا زیادی خوبه می بخشه راخت می شه سبک می شه (یعنی پرتو آلفا می ده) یا زیادی بده یکی دیگر روهم بدبخت می کنه (این یکی بتا می ده) چی می کنند هر دوشون .....!!!!!!!!باریک .....

 

خوب یه سوال دیگم هست که چون شکل داره نمی تونم توضیح بدم چه اراجیفی نوشتم .مسئله ها رو هم همه رو چپه حل کردم حیف یه مسئله رو نتونستم چپه کنم یه نمره گرفتم حیف می خواستیم صفر خالص شیم نشد ...

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

سلام

اومدم بگم  دارم تا یه سه ماهی می رم .... می خوام بکوب بخونم باید به هدفم برسم...

امسال داره می گذره به من خیلی خوش گذشت فراز و نشیب زیاد داشت بهترین اتفاقی که واسم افتاد این بود که او شخصیت اجتماعی رو که می خواستم الگو قرار بدم پیدا کردم ...حیف تا بعد سیزده نمی بینمش ... دلم براش خیلی تنگیده ...

فقط چند تا سوالم این آخر سال جواب داده نشده !شما اگه تونستید جوابم رو بدید ...

١.چرا ٢+٢ میشه ۴

٢.به نظرت جالب نیست که ما گاهی اوقات از کلماتی استفاده می کنیم که معنیشون رو نمی دونیم ؟

٣.من کلی آرزو کردم تو سال جدید ،اما چرا فقط یه دونه به ساله گذشته داره اضافه می شه ؟تمام انرژی مثبتم تقدیمتون...

نوشته شده در دوشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

سلام

داره عید میاد حال کردم عوض بشم.(نمی دونم تازگیا چرا اینقدر حال می کنم کارای جالب

بکنم ...نمونش همین چند وقت پیش حال کردم بخندم رفتن واسه معلمام سک سک

خریدم ...این قدر اون روز خندیدم که تا چند روز فکم به شدت درد می کرد !!!)

یه تصمیم بزرگ دارم ....

پس ....

خداجون سلام

خدایا می خوام یه جور دیگه باشم می دونی نمی خوام  دیگه به مردم ایران  کمک کنم ... می

 دونم که می دونی بقیش رو ... آره خدا جون می خوام وسیع تر بشم می خوام به هرکی کمک

 می خواد کمکش کنم چه ایرانی و چه غیر.  می خوام وسیع تر فکر کنم ... دیگه نمی خوام

 غصه هام رو فراموش کنم ... می خوام باهاشون کنار بیام و آزادانه راحت بهشون فکر کنم

و این قدر باهاشون بازی کنم تا خودشون خسته بشن برن ...

می دونی خداجون تا الان خیلی به این مخ استراحت دادم ولی از الان به بعد می خوام درست و

حسابی ازش کار بکشم .

می دونی؟ دیگه نمی خوام ناراحت بشم و با عصبانیت حرفم رو به کرسی بنشونم می خوام با

خنده و جبروت تموم ،حرفم رو بزنم ...

همین دیگه بقیش باشه  واسه سال دیگه ...

راستی خداجون یه تصمیم دیگه هم دارم ...

دیگه مثل معتادا نمی گم از شنبه .... عید من از همین الان شروع شد ...

سال نوت خدا جون مبارک .. . راستی سفرت رو چیندی ...ماهیت رو خریدی .... خدایا سال

 نوی تو چی شکلیه ....؟

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

این مطلب رو افراد رشته ی ریاضی و تجربی و افرادی که موسیقی می دانند بخوانند.

سلام

دلم می خواد یکی، بدم رو بگه اصلا هر چی عصبانیت داره رو من خالی کنه اینطوری احساس وجود می کنم .خسته شدم از بس خوبی شنیدم خوبی هایی که اصلا با روحیه من هماهنگ نیست .وقتی از خوب بودنم می گن مجبورم از درون سکوت کنم و پنهان کنم درد درونم رو .

قصدت از این حرف چی بود؟؟؟؟ آتنا تو که اهل این حرفا نبودی ....؟تو که پراز انرژی و شور بودی ؟

دعوا نکنین ولی دوباره می خوام از فیزیک و رازهای درونش بگم !

توی فیزیک مبحثی به اسم موج مکانیکی داریم .درس خیلی گسترده ایه اما درون آدما رو بدجوری فاش می کنه .

موج صوتی باید از یه منبع منتشر بشه با یه بسامد خاص . می خوام موج رو تو لوله های صوتی بررسی کنم .موج صوتی  که درون لوله می ره اگه با بسامد لوله یکی باشه صوت ایجاد می شه و اگه این صوت در حوزه ی  شنوایی ما باشه ما اون رو می شنویم  .

همچنین اگه قطر لوله متناسب با موجی که  درونش فرستاده  می شه نباشه صوت ایجاد نمی شه .

حالا اینا چه ربطی بهم دارن ؟

متاسفانه ما فکر می کنیم  هر طوری از یه نفر تعریف کنیم یا بدش رو بگیم می تونیم منظورمون رو به طرف مقابل بفهمونیم .در صورتی که گاهی اوقات دیدیم با این کار ما ،طرف مقابل عکس العملی رو نشون میده که انتظارش رو نداریم . یعنی بسامدی که ما ازچشمه ی احساسمون   به طرف مقابل می فرستیم باید هم بسامد با چشمه ی احساس اون باشه .و این زمانی اتفاق می افته که ما اولا طرف مقابلمون رو خوب بشناسیم و دوما قواعد ابراز احساس رو هم بدونیم .وقتی این دو اصل رعایت بشه طرف مقابل عکس العمل موافق نشون می ده و این کار باعث می شه اون درونش رو برات فاش کنه حالا گاهی درد دله گاهی هم احساس متقابل نسبت به شما رو بیان می کنه. اما یه حالت خاص خیلی جالب داریم .اونم واسه آدمایی هست که قلب های بزرگی دارن . یعنی همون تناسب قطر لوله با موج فرستنده . گاهی، وقتی با یه بزرگ حرف می زنی بعد کلی بهش ابراز محبت  و علاقه می کنی می بینه یه آه کوتاه اما عمیق می کشه . موج ما بسامدش درست بوده اما قطر لوله به قدری بزرگه که موج راست عبور می کنه و نمی تونه به ذرات قلبش نوسان بده.آخه اون  بزرگ خوبی هاش رو زیاد شنیده اما خوبی از آدمای دورو برش ندیده .عیبی نداره اون دلش گنده تر از این حرفهاست.

حالا می فهمم خدا چه طوری از درون من باخبره ! دمت گرم خدا!!!ابلهابلهابله

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

... اما آنچه در کویرِ زیبا می روید ،خیال است!این تنها درختی است که در کویر

 ،خوب زندگی می کند ،می بالد و گل می افشاند و گل های خیال ، گل هایی

 همچون قاصدک ،آبی و سبز و کبود و عسلی...   دکتر علی شریعتی

وقتی این قسمت نوشته رو خوندم به فکر رفتم ...  چقدر خیال در نظر دکتر

 قشنگ و ساده هست. خیالی که متعلق به هیچ دنیایی نیست ...

با خودم گفتم خیالای ما چطوریه ؟پر از ساختمون و ماشین و ..... پر از خاک

خیالاتی که هیچ وقت خودمون توش نیستیم ،ساخته شده از ماده و مصالح

خیالاتی که رنگشون آجریه و بوی دنیا می دن ...

نمی دونم ...  بیاین یه بار دیگه به خیالاتمون برگردیم ،ببینیم پایه اونا چیه ؟

اصلا چه رنگین ؟آیا اونا هم تو کویر گشتی زدن ....جایی که وسعتش لیاقت

انسان و  گرماش عشق خداست....؟؟؟؟؟!!!!!!!  

نوشته شده در شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

سلام خداجون

می دونی خدا من دلم نمی خواد تو دریا باشی و من رودی که به تو می پیونده .

می دونی احساس می کنم خدایا تو رودی هستی که من شاخه ای از تو هستم .تو یک عالمه شاخه داری که دوباره به خودت برمی گردند .این طوری خیلی بهتره، چون این طوری من هر لحظه به تو می پیوندم و تو هر لحظه در من جاری هستی .دیگه ترسی ندارم که اگه توی من آشغال ریختن نتونم دفعش کنم چون مطمئنم پاکی و تمیزی تو هر لحظه  در من جاریست و اون آشغالا رو زودی رفع می کنه .

خدایا این قدر با شدت در من روان باش تا آدما هیچ وقت نتونند روی من سد بسازند .

حالا خیالم راحت شد چون الان دیگه از رگ گردنم بهم نزدیک تریم...

نوشته شده در پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

ندارند چشم دیدن این جماعت بر تکاپویم

بگیرد احوالم آن غریبه از دورها

شدم تنها، فراموش از خاطره ها

بگویند خوبی، پاکی بخواهند سود اینها را

شَوَم هر لحظه پر ز احساس جداگانه

بگویم لحظه ای نفرت

بخندم با کمی لذت

بگو سهراب کجا رفتی

که یاد آری احساس را

شدم خالی ز احساسات

بخواهم کلبه احزان

بیاید یوسف زهرا

شَوَم بار دگر پیدا

خدایا بیا و بگذر از سر تقصیرامون و فرج آقامون رو برسون .

نوشته شده در جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

می گن اکثر فیلسوفان و روانشناسان در نهایت دایوانه می شوند ؟یا به نظر دیوانه می رسند ؟!!!تا حالا بهش فکر کردی؟چرا این طوری می شن ؟

بیا با یه مثال شروع کنیم ؛یا شایدم با یه سوال:

تا حالا به آخر خلقت ،به اون ته وجودی خدا فکر کردی ؟من چند بار این کار رو کردم  و دیدم آخرش دارم کم میارم و دارم دیوونه می شم ؟(راحت تر بگم مغزم پیغام خطا می داد؟ و گیر می کرد!!!) احساس خلا عقلی می کردم !

تا حالا شنیدی می گن :اگه بفهمی خدا چقدر دوست داره در جا جون می دی ؟

چرا انسان های خوب به جای اینکه به فکر این بیفتند که خدا چه قدر دوسشون دره  تا انگیزه ی زیادی بگیرند واسه پیشروی تو راه خدا (آخه وقتی عاشق می فهمه معشوقش چه قدر بهش علاقه داره خیلی با انگیزه تر به کارهاش می رسه !!!!)بیشتر دوست دارند بیشتر زنده بمونند؟

انسان های قشنگی که قشنگ زندگی کردند همیشه دوست دارند بیشتر عمر کنند.می دونی قشنگیه کارشون چیه ؟اینکه نگاه نمی کنند خدا چقدر دوسشون داره ،براشون مهمه که دوست داشتنشون رو با بندگی قشنگ،به خدا نشون بدند .هرچه قدر هم که خدا می دونه!!!

این همون عشق و رندی واقعیه .اینکه تو کار نگیری محبوبت چقدر تو رو دوست داره یا چه قدر از تو بدش میاد ،فقط کاری رو انجام می دی که محبوب می خوتد و باعث خوشحالی اون بشی .و بهش بگی چقدر دوسش داری ؟ته این مطلب رو شما با دیدگاهتون رو این موضوع بگید . . .

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

سلام

راستش می خوام بگم برگشتم  البته فعلا برای یه مدتی ...

دو تا متن گذاشتم اگه وقت داشتین بخونین .خواهش می کنم دیدگاهتون رو بگین نه خبر آپ کردن .شما نظرتون رو بگین من بهتون سر می زنم.

با تمام احساسی که داشتم محکوم شدم به بی احساسی ...

از آن پس منطق سیاه شدم ... مرد شدم ...

هرچند مرد بودنم تکیه گاه خوبی برای دیگران شد اما تنهاییم را از من گرفت .لطافت تنهاییم را کدر کرد و نفرت چند ساله ی زیر خاکستر را شعله ور ساخت .

نه من این نیستم و نخواهم ماند .

 من با کینه و نفرت پیمانی ندارم .

دنیای من از این وادی جدا بود .

می خواهم باز گردم ... بازگردم به قلبم ... دلم هنوز کوچک نشده .

نه ... نه دل من تنگ نیست .هنوز زود است که گلهای باغچه ام خزان ببینند.

باز می گردم و می نشینم در آلاچیق گل های رز و باز از دوست داشتن می نویسم و ...  ازاحساس نهفته در قلب تنهایم .

بازمیگردم و می روم به کلبه ی غم هایم و باز فریاد برآورم بر دیوار های عایق شده .

خوش بودن و زندگی کردن در دنیایی دوپا یان جرم است ...

باز می گردم به دنیای رنگی خودم ....

.............................................................................................................

تا حالا  آدم بودی ؟؟؟؟؟؟

تا حالا آدم دیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند تا از نوشته هات تقلیدیه ؟

چقدر خلاقیت برای جذب زندگی داری ؟

تا حالا مثبت فکر کردی ؟

چقدر سعی کردی جوری حرف بزنی که انرژی مثبت بدی ؟نه نه نخندون ،دلقک بازی در نیار ... +حرف بزن ...

تا حالا تو تنهایی مطلق بودی ؟

شده یک ماه ... دو ماه ... اصلا چند ماه سکوت مطلق باشی ..

به نظرت چی می خوام بگم ...!!!

تا حالا فکر کردی ؟؟؟چقدر ....؟؟؟؟؟؟

نه نه به حرفای من نه ....!!!

چقدر مطلق فکر کردی ....؟!

اصلا وقت داری فکر کنی ...؟!!!!!!!!!!

نوشته شده در شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

سلام اومدم که محرم رو تسلیت بگم .

اومدم از زیبایی ها و مثبت ها بگم.

هنوزم همون برج نکویی پر شر و شورم .

می خوام بگم : برجی خواهم ساخت به سپیدی خدا

                                       به پاکی یک دل صاف

                  با طبقاتی از نور

                            دکان هایی با جنس کمال

                               که فروشند احسان محبت با دل پاک

    همین تا  چند ماه دیگه خدا حافظ شما و مابای بای

نوشته شده در دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط آتنا بسته انرژی () |

Design By : Mihantheme